منطق عشق

كسي مثل حسين بن علي عليه السلام - كه خودش تجسم ارزشهاست - قيام ميكند براي اين كه جلوي انحطاط را بگيرد؛ چون اين انحطاط، داشت ميرفت تا به آن جا برسد كه هيچ چيز باقي نماند... يك تنه در مقابل اين سرعت سراشيب سقوط قرار ميگيرد. البته در اين زمينه جان خودش، جان عزيزانش و... را فدا ميكند، اما نتيجه ميگيرد. «وانا من حسين» يعني اين پيامبر زنده شده حسين بن علي عليه السلام است. آن روي قضيه اين بود، اين روي سكه، حادثه عظيم و حماسه پرشور و ماجراي عاشقانه عاشوراست كه واقعاً جز با منطق عشق و با چشم عاشقانه نميشود قضاياي كربلا را فهميد.

سيدالشهدا

...سيدالشهدا يعني سالار شهيدان. اين لقب، اول به جناب حمزه اطلاق شد. بعد از حادثه عاشورا و شهادت امام حسين عليه السلام كه همه شهادتها را تحت الشعاع قرار داد، اين لقب به ايشان انتقال يافت. البته به جناب حمزه هم سيدالشهدا گفته و ميگوييم. ولي سيدالشهداي مطلق امام حسين است؛ يعني جناب حمزه، سيدالشهداي زمان خودش است و امام حسين عليه السلام سيدالشهداي همه زمانهاست، آن چنان كه مريم عذرا «سيده`النسا»ي زمان خودش است و صديقه كبري «سيده`النسا»ي همه زمانها. قبل از شهادت امام حسين عليه السلام آن شهيدي كه سمبل گريه بر شهيد بود و گريه بر او مظهر شركت در حماسه شهيد و هماهنگي با روح شهيد و موافقت و نشاط شهيد به شمار ميرفت، جناب حمزه بود و بعد از شهادت امام حسين عليه السلام اين مقام نيز به ايشان انتقال يافت...

علت ماندگاري امام حسين عليهالسلام

امام حسين عليه السلام به واسطه شخصيت عالي قدرش [و] به واسطه شهادت قهرمانانهاش مالك قلبها و احساسات صدها ميليون انسان است.... راز بقاي امام حسين عليه السلام اين است كه نهضتش از طرفي منطقي است [و] بعد عقلي دارد و از ناحيه منطق حمايت ميشود، و از طرف ديگر در عمق احساسات و عواطف راه يافته است. ائمه اطهار كه بر گريه بر امام حسين عليه السلام سخت توصيه كرده اند حكيمانهترين دستورها را داده اند. اين گريهها است كه نهضت امام حسين را در اعماق جان مردم فرو ميكند.

راز محبوبيت امام حسين عليهالسلام

وقتي انسان حسين را با اين صفات و خصائل ميشناسد ميبيند حق است [و] سزاوار است كه نام او تا ابد زنده بماند؛ چون حسين مال خود نبود. خودش را فداي انسان كرد، فداي اجتماع انساني كرد، فداي مقدسات بشر كرد، فداي توحيد كرد، فداي عدالت كرد، فداي انسانيت كرد. از اين جهت افراد بشر همه او را دوست ميدارند. وقتي انسان ديگري را ميبيند كه در او هيچ چيزي از خود فردي وجود ندارد و هر چه هست شرافت و انسانيت است او را با خودش متحد و يكي ميبيند.

حسين عليه السلام، سرود انسانيت

...حسين يك شخصيت حماسي است، اما نه آن طور كه جلال الدين خوارزمشاه يك شخصيت حماسي است و نه آنطور كه رستم افسانه اي يك شخصيت حماسي است. حسين يك شخصيت حماسي است اما حماسه انسانيت، [و] حماسه بشريت، نه حماسه قوميت. سخن حسين، عمل حسين، حادثه حسين، روح حسين، [و] همه چيز حسين... درس است... اما چه جور درسي؟ آيا از آن جهت كه مثلا به يك قوم به خصوصي منتسب است؟ يا از آن جهت كه شرقي است؟ يا از آن جهت كه مثلا عرب است؟... اساسا در وجود حسين عليه السلام يك چنين حماسههايي نميتواند وجود داشته باشد و علت شناخته نشدن حسين هم همين است؛ چون حماسه او بالاتر و مافوق اين گونه حماسههاست... حسين سرود انسانيت است.

شعارهاي امام حسين عليه السلام

... از چيزهايي كه ما در عاشورا زياد ميبينيم، مسأله شعار است. در اين شعارها - مخصوصا شعارهاي خود اباعبدا... عليه السلام - گذشته از اين كه افراد خودشان را با يك رجز يا يك رباعي معرفي ميكردند، گاهي جملههايي ميگفتند كه طي آن‌ها نهضت خودشان را معرفي مينمودند. اباعبدا... عليهالسلام در روز عاشورا شعارهاي زيادي داده است كه در آن‌ها روح نهضت خودش را مشخص كرده كه من براي چه ميجنگم [و] چرا تسليم نميشوم؟ متأسفانه اين شعارها در ميان ما فراموش شده و ما شعارهاي ديگري به جاي آن‌ها گذاشته ايم كه اين شعارها نميتواند روح نهضت اباعبدا... را منعكس كند. يكي از اشعاري كه اباعبدا... عليهالسلام در روز عاشورا ميخواند و آن را شعار خودش قرار داده بود اين شعر بود: نزد من مرگ از ننگ ذلت و پستي بهتر و عزيزتر و محبوب تر است. اسم اين شعار را بايد گذاشت شعار آزادي، شعار عزت، شعار شرافت...

زندهسازي اسلام

حسين بن علي درس غيرت به مردم داد؛ درس تحمل و بردباري به مردم داد؛ درس تحمل شدائد و سختيها به مردم داد. اين‌ها براي ملت مسلمان درسهاي بسيار بزرگي بود. پس اين كه ميگويند: حسين بن علي چه كرد و چطور شد كه دين اسلام زنده شد، جوابش همين است كه حسين بن علي روح تازه دميد؛ خونها را به جوش آورد؛ غيرتها را تحريك كرد...؛ درس صبر و تحمل و بردباري و مقاومت و ايستادگي در مقابل شدائد به مردم داد؛ ترس را ريخت. همان مردميكه تا آن مقدار ميترسيدند، تبديل به يك عده مردم شجاع و دلاور شدند... امروز هم حسين بن علي يك سوژه بزرگ است، سوژه اي براي امر به معروف و نهي از منكر، براي اقامه نماز، براي زنده كردن اسلام براي اين كه احساسات و عواطف عاليه اسلاميدر وجود ما احيا بشود.

عاشورا، اسلام مجسم

امام حسين عليه السلام كليات را عملاً در كربلا به مرحله عمل آورده، مجسم كرده است؛ ولي تجسم زنده و جان دار حقيقي و واقعي، نه تجسم بي روح. وقتي بخواهيم به جامعيت اسلام نظر بيفكنيم بايد نگاهي هم به نهضت حسيني بكنيم. انسان وقتي در حادثه كربلا تأمل ميكند، اموري را ميبيند كه دچار حيرت ميشود و ميگويد اين‌ها نميتواند تصادفي باشد و سرّ اين كه ائمه اطهار، اين همه به زنده نگه داشتن و احياي اين خاطره توصيه و تأكيد كرده و نگذاشته اند حادثه كربلا فراموش شود اين است كه اين حادثه يك اسلام مجسم است. نگذاريد اين اسلام مجسم فراموش شود.

شفاعت امام حسين عليهالسلام

علت اين كه در روايات داريم كه امام حسين عليه السلام از خلق كثيري شفاعت ميكند اين است كه در اين جهان، مكتب امام حسين عليه السلام بيش از هر مكتبي موجب احياي دين و هدايت مردم شده است....شفاعت امام حسين عليه السلام به اين صورت نيست كه برخلاف رضاي خدا و اراده او چيزي را از خدا بخواهد... يك نوع [شفاعت] همين هدايتهايي است كه در اين جهان ايجاد كرده است و در جهان ديگر مجسم ميشود. امام حسين عليه السلام شفيع كساني است كه از مكتب او هدايت يافته اند. او شفيع كساني نيست كه مكتبش را وسيله گمراهي ساخته اند. از اين نكته نبايد غفلت ورزيد كه همان طوري كه از قرآن كريم گروهي هدايت يافته اند و گروهي گمراه شده اند، از مكتب امام حسين عليه السلام نيز گروهي هدايت شده و گروهي گمراه گشته اند... قرآن و مكتب حسيني ريسمانهايي هستند كه قدرت دارند بشر را از چاه نگون بختي به اوج سعادت بالا برند. ولي اگر كسي از اين دو حبل الهي سوءاستفاده نمود جرم از ريسمان نيست...

فلسفه عزاداري براي امام حسين عليه السلام

... اين عزاداري - كه به حق دربارهاش گفته شده كه حتي تباكي يعني خود را به گريه كن شبيه ساختن آن هم ارزشمند است - در اصل فلسفهاش تهييج احساسات عليه يزيدها و ابن زيادها و به سود حسينها و حسينيها بوده. در شرايطي كه حسين به صورت يك مكتب در يك زمان حضور دارد و سمبل راه و روش اجتماعي معين و نفي كننده راه و روش موجود معين ديگري است، يك قطره اشك برايش ريختن واقعاً نوعي سربازي است. در شرايط خشن يزيدي، در حزب حسينيها شركت كردن و تظاهر به گريه كردن بر شهدا نوعي اعلام وابسته بودن به گروه اهل حق و اعلان جنگ با گروه اهل باطل و در حقيقت نوعي از خود گذشتگي است. اين جاست كه عزاداري حسين بن علي عليه السلام يك حركت است؛ يك موج است؛ يك مبارزه اجتماعي است...

نتايج نهضت امام حسين عليه السلام

امام حسين عليه السلام اسلام را تجديد حيات نموده، درخت اسلام را با ريختن خون خود آبياري نمود؛ چنانچه در زيارت عاشورا ميخوانيم: شهادت ميدهم كه تو اقامه نماز كردي و زكات دادي و امر به معروف و نهي از منكر كردي و در راه خدا جهاد نمودي و حق جهاد را به جاي آوردي... شهادت امام حسين عليه السلام تنها خلاصه به يك جريان حزن آور و مصيبت بار و ريختن خون به ناحق و... نميشود. شهادت ايشان روشنايي و صفا براي اجتماع آورد و حيات تازهاي در عالم اسلام دميد. پس از شهادت امام حسين عليه السلام رونقي در اسلام پيدا ميشود. قيام امام حسين عليه السلام احساسات بردگي و اسارت و ترس را زايل نمود و به اجتماع اسلاميشخصيت داد.

ائمه اطهار و نهضت امام حسين عليه السلام

آن‌ها [يعني ائمه] كه توصيه كردند كه عزاي حسين بن علي عليه السلام بايد زنده بماند، براي اين بوده كه هدف حسين بن علي مقدس بود. حسين بن علي يك مكتب به وجود آورد. ميخواستند مكتبش زنده بماند. زنده كردن نام و نهضت او براي اين است كه پرتوي از روح حسين بن علي بر روح ما و شما بتابد. اگر اشكي كه ما براي او ميريزيم در مسير هماهنگي روح ما باشد پرواز كوچكي است كه روح ما با روح حسين ميكند. اگر ذره اي از همت او ذره اي از غيرت او، ذره اي از حريت او، ذره اي از ايمان او، ذره اي از تقواي او، ذره اي از توحيد او در ما بتابد و چنين اشكي از چشم ما جاري شود، آن اشك بي نهايت قيمت دارد... .

امام حسين عليه السلام و امر به معروف

همانطور كه تأثير امر به معروف و نهي از منكر، اين نهضت را در عاليترين سطحها قرار داد، اين نهضت مقدس نيز اين اصل اسلاميرا در عاليترين سطحها قرار داد... اين كه ميگويم حسين بن علي ارزش امر به معروف و نهي از منكر را بالا برد مقصودم اين است كه در جهان اسلام بالا برد نه در اسلام... اباعبدا... عليه السلام در عاشورا ثابت كرد كه به خاطر امر به معروف و نهي از منكر... ميتوان جان داد، عزيزان داد، مال و ثروت داد. چه كسي توانسته است در دنيا به اندازه حسين بن علي عليه السلام به اصل امر به معروف و نهي از منكر ارزش بدهد؟ معني نهضت حسيني اين است كه امر به معروف و... آن قدر بالاست كه تا اين حد ميتوان در راه آن فداكاري كرد... .

جنگ عقيده

... اختلاف و نزاع او [امام حسين عليه السلام ] با خليفه وقت بر سر اين نبود كه تو نباشي و من باشم [يا] آن كاري كه تو ميكني نكن بگذار من بكنم، [بلكه] اختلافي بود اصولي و اساسي. اگر كس ديگري هم به جاي يزيد بود و همان روش و كارها را ميداشت باز امام حسين عليه السلام قيام ميكرد، خواه اين كه با شخص امام حسين خوش رفتاري ميكرد يا بدرفتاري... جنگ حسين عليه السلام جنگ مسلكي و عقيده اي بود. پاي عقيده در كار بود. جنگ حق و باطل بود. در جنگ حق و باطل ديگر حسين از آن جهت كه شخص معيني است تأثير ندارد. خود امام حسين با دو كلمه مطلب را تمام كرد. در يكي از خطبههاي بين راه به اصحاب خودش ميفرمايد: آيا نميبينيد كه به حق رفتار نميشود و از باطل جلوگيري نميشود؟ پس مؤمن در يك چنين اوضاعي بايد تن به شهادت در راه خدا بدهد. نفرمود وظيفه امام يا شخص حسين اين است. فرمود: وظيفه يك مسلمان از آن جهت كه مسلمان است در چنين اوضاعي اين است كه قيام كند و آماده شهادت گردد.

منطق امام حسين عليه السلام

هر كس و هر گروه منطقي دارد؛ يعني طرز تفكري دارد. هركس پيش خود معيارها و مقياسهايي دارد و با آن معيار و مقياسها درباره كارها و بايد و نبايدها قضاوت ميكند. شهيد منطق ويژهاي دارد. منطق شهيد را با منطق افراد معمولي نميشود سنجيد. شهيد را نميشود در منطق افراد معمولي گنجاند. منطق او بالاتر است. منطقي است آميخته با منطق عشق از يك طرف و منطق اصلاح و مصلح از طرف ديگر... به تعبير ديگر اگر شور يك عارف عاشق پروردگار را با منطق يك نفر مصلح را با همديگر تركيب بكنيد از آن‌ها منطق شهيد در ميآيد. لهذا ميبينيم وقتي كه اباعبدا... عليه السلام ميخواهد به طرف كوفه بيايد عقلاي قوم ايشان را منع ميكنند... با منطق آن‌ها كه منطق يك انسان عادي معمولي است كه بر محور مصالح و منافع خودش فكر ميكند و منطق منفعت و منطق سياست است، آمدن اباعبدا... منطقي نبود. امام حسين يك منطق بالاتري دارد، منطق او منطق شهيد است. منطق شهيد منطق مافوق منطق افراد عادي است.

http://mobalehg.blogfa.com/post-169.aspx